ویدیوهای آموزشی

هدف گذاری به روش smart

هدف گذاری به روش smart

هدف گذاری به روش smart

سلام، یکی از دغدغه هایی که همه ی ما داریم هدف‌گذاریه. خب بعضی روش های کلاسیک دارن، بعضی یه مقداری باهاش علمی تر برخورد میکنن، اما این کار یه ظرافت هایی داره که اجازه بدید یکم راجبش گپ بزنیم.

توی جلسات مشاوره یا حتی گپ های دوستانه ای که با همکارا داریم زیاد راجب این موضوع بحث میشه که بعضیا میگن که ما هدف داریم ولی وقتی که راجبش صحبت میکنیم به نظر میرسه که این هدف با ساختارهایی که به عنوان مولفه های تعیین هدف معمولا ما باهاش برخورد میکنیم ساخته نشدن. در واقع به نوعی بیشتر یکسری آرمان ها و آرزو هستن که این ها رو به عنوان هدف مطرح میکنیم و بعد برای رسیدن بهش دچار یکسری چالش هایی میشیم یا نمیتونیم اساساً ارزیابی بکنیم که چقدر به این هدف نزدیک شدیم، یا نمیتونیم اساساً اندازه بگیریم که اصلاً ما به این هدف رسیدیم یا نرسیدیم، بنابراین میشه گفت یکسری ظرافت هایی این موضوع داره، یکسری ترفندهایی داره که اجازه بدید چند تا از این موارد رو با هم‌ دیگه صحبت بکنیم و ورود به جزئیاتش بکنیم.

یکی از ساده ترین کارایی که برای هدف‌گذاری باید انجام داد اینه که باید از یک مدلی استفاده کنیم که این مدل زیاد پیچیدگی نداشته باشه یا لازم نباشه که بشینیم پشت کامپیوتر، یا اوراق زیادی رو بزاریم جلومون بخوایم اونا رو هی جابجا بکنیم، یا مثلا از یک ابزار خاصی بخوایم استفاده بکنیم، شاید یکی از بهترین روش هایی که میشه این کار رو انجام داد شاید مدلیست که احتمالا شنیده باشید تحت عنوانِ اِسمارت که شاملS M A R T  و هر کدوم یه جزئیات مختصری داره یه الگو رو وقتی یاد بگیریم یه الگو رو در حال رانندگی، در حال سفر، نشستن پشت حتی کامپیوتر وقتی داریم کارامون رو انجام میدیم میتونیم حتی برای اقدامات مقطعیِ خودمون هم استفاده بکنیم، برای هدف‌گذاری های بلند مدتِ یک بیزینس خیلی سنگین و جدی یا حتی اتفاقات روزمره مون هم میتونیم از این تکنیک استفاده بکنیم، یکم راجب این جزئیات من توضیح بیشتری بدم.

اِسمارت با S شروع میشه، S اشاره به اسپیسیفیک بودن، اشاره به مشخص بودن و معین بودن هدف داره. در نظر بگیرین مثلاً الان خیلی از مواردی که الان توی مشاوره ها پیش میاد دوستانی هستن علاقه مند هستن که یه فروشگاه اینترنتی توی حوزه های مختلف راه اندازه کنن، یکی از بهترین مثال هایی که میشه زد این هستش که اگر شما علاقه مند هستین که در فضای مجازی یک فروشگاه اینترنتی راه اندازی بکنید هدفتون رو مشخص بکنید. فروشگاه اینترنتی میخواید بزنید برای اینکه خودرو فروخته بشه برای اینکه پوشاک فروخته بشه، برای اینکه مثلا تجهیزات فنیِ خاصی یا اینی که نه ما بطور خیلی جامع داریم میایم یک فروشگاهی بزنیم که درواقع همه چیز از a تا Z درش به فروش برسه معمولاً توصیه این هستش که وقتی که میخوای یه کاری رو شروع بکنید سعی کنید این رو یک مقداری باریک‌ترش بکنید این مسیر رو یه مقداری به صورت مشخص و ؟؟؟ اسپیسیفیک اون اِسِ اِسمارت رو ببینید مشخص من دارم به یک جهتی میرم درست مثل مسافرتی است که داریم میریم، ما درسته که داریم به یک استان سفر میکنیم ولی خیلی خوبه که بگیم دقیقاً در این استان بگیم داریم به کدام شهر و به کدام نقطه قرار است که برسیم و خوبیه این کار این است که ما میتونیم این فرآیند رو اندازه گیری بکنیم و درصد وصول به توفیق خودمون رو نمره بدیم و پاداش بگیریم، یا اینه که خطاهایی که احیاناً توی مسیر انجام دادیم رو بتونیم اصلاح کنیم.

M در SMART در مورد میژربل بودن صحبت میکنه در مورد اینکه قابل اندازه گیری باشه، یعنی اینکه من دلم میخواد یه کاری انجام بدم، اگر بشه چی میشه، خب با اینا هدف‌گذاری نمیشه کرد، اینا هدف نیستن، اینا آرزو هستن، شما میتونید یه ویش لیستی داشته باشین که اگر اینا اتفاق بیفته خیلی اتفاق خوبیه. اما احتمالا خودتون رو باید بسپارید به دست اراده‌ی دیگران بسپرید به دست شانس، این که ببینیم دیگران چه تصمیمی در مورد شما میگیرن، یا چه اتفاقی در اطرافتون میفته. پس بنابراین دیگه اگر احیاناً با این روش رفتین جلو دیگه نمیتونین بگین من هدف دارم.

اگر شما هدف دارید باید یک هدف اسپیسیفیک داشته باشید که این هدف قابل اندازه گیری هم باشه، من تصمیم دارم که به مسافرت برم و این مسافرتی که دارم میرم باید بعد از هر مثلا زمان مشخص یا احیاناً به هر نقطه ای که رسیدم بدانم که من چه مقداری از این مسیر رو طی کردم و چه مقداری برای وصول به هدف هنوز نیاز دارم که سوخت داشته باشم، پول داشته باشم، انرژی داشته باشم برای اینکه بتونم به این هدفم دست پیدا بکنم. سومین هدفی که توی هدف‌گذاری SMART باید رعایت بکنیم عنصر A هستش، عنصر A رو به هرحال در منابع مختلف عناوین مختلف براش میزارن، بعضیا میگن باید ؟؟؟ باشه قابل دستیابی باشه، اکسسبل باشه قابل دسترسی باشه، بعضیا میگن اتینبل باشه باید برای وصول بهش باید شما یه ظرفیت هایی داشته باشه.

اما من علاقه دارم معمولا A رو از انبیشس بودنش استفاده کنم، انبیشس یه جورایی خارج از ظرفیتِ عادی ما و یا یه مقداری بلند پروازانه بودنِ هدفه. به عبارت دیگه اینجوری درنظر بگیریم که وقتی ما داریم هدف میزاریم برای اینکه مثلا یک جایی رو دستمون رو بلند کنیم بپریم به یک هدفی برسیم، به یک جایی برسیم، خب اگر در مورد افراد عادی ما معمولا دست مون رو ببریم بالا چیزی در حدود دو متر و خورده ای رو میتونیم دستمون رو ببریم بالا. هدف‌گذاری برای ارتفاع دومتری به نظر میرسه که خیلی هدف‌گذاریِ عجیب غریبی نباشه و خیلی ساده بهش میرسیم، شاید خیلی انگیزه هم برای تلاش به ما نمیده اما اگر همین رو یه مقداری انبیشس بزاریم بگیم ما تقریبا وقتی در حالت عادی میپریم میتونیم دو متر و نیم رو بزنیم

اجازه بدین این هدف رو بزاریم مثلا روی دو و هفتاد، دو و هشتاد، حداکثر دیگه یه چیزی مثلا حدود سه متر برای افرادی که این توانایی رو احتمالا در خودشون میبینن. این کار باعث میشه که شما بر روی فیزیک بدنتون، روحیه تون، اشتیاقی که دارین انگیزه ای که دارید و بعد وقتی که به خودتون میخواین جایزه بدین برای اینکه این کار رو انجام بدین، انگیزه و شرایط روحی، جسمی و روانیِ بهتری پیدا میکنین و ضمناً اگر بطور عادی مثلا شما تعداد گامی که در روز بر میدارین برای یک کاری یک مقداریه، شما تلاش میکنین که از اون مقدار درواقع مسیر بیشتر و مسافت بیشتری طی بکنید.

از اون طرفم باید دقت کنیم هدف دیگه خیلی هدفِ عجیب غریبی نباشه، یعنی یکدفعه اگه ما مثلا بطور عادی بر فرض میتونیم دو متر و نیم رو بپریم دیگه یه هدف مثلا پنج متری شش متری نزنیم که اساساً تحت هیچ شرایطی نه به فیزیک بدن ما نه اصلاً مثالی براش وجود داره که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم و به شدت باعث تضعیف روحیه ما بشه، هم اطرافیان همیشه قضاوتشون در مورد ما این باشه که ما نمیتونیم اساساً کار درست حسابی انجام بدیم یا به هدفمون برسیم. و این که اصلاً اساساً خودمون هم به خودمون بگیم که آخرش نشد پس چرا من نرسیم پس چرا این اتفاق نیفتاد، بنابراین در هدف گذاری در عنصر A دقت بکنیم که یه مقداری این هدف رو از مقدارِ سطحِ توانایی هامون یکمی بیشتر بکنیم اما یکم بیشتر اونجور نباشه که دیگه از اون طرف بوم بیفتیم و دیگه خیلی کارِ عجیب غریبی رو براش درواقع هدف بزاریم که دیگه به اون ویش لیسته نزدیک میشه تا هدف‌گذاری. عنصر چهارم عنصرR  که بعضی ها میگن با رِلِوِنت باشه بعضی دیگه میگن ری الستیک باشه که با هم دیگه حالا شاید خیلی تفاوتی نداره ولی اینکه مرتبط باشه باشه یا واقع بینانه باشه

مهمترین نکته ای که ما برای تعیین هدف میتونیم بگیم این هستش که شرایطی که دارین ظرفیت هایی که دارین، محدودیت ها، این کف و سقف و دیواره هایی که به هر حال اطراف همه ی ما ها وجود داره ممکنه به لحاظ فیزیک بدنی باشه ممکنه به لحاظ مالی یا سایر شرایط تحصیلات عناصر خانوادگی که ما داریم، خوب هستش ما وقتی تعیین هدف میکنیم به این عناصر دقت بکنیم، حتی در مورد ظرفیت های فردی و خصوصیات فردی هم حتی خوب هست به این دقت بکنیم.

به عنوان مثال مثلا شما اگر یه فردِ خیلی با روابط عمومی بالا هستین، آدمی هستین که دوست دارین با افراد معاشرت بکنین، اهل به قول معروف خوش و بش هستین و دوست دارین دائما در طول روز با افراد مختلفی در تماس باشید خیلی گزینه ی خوبی هستین برای این که در یک فرانت دسک در یک رسپشن هتل در یک بیزینسی که دائماً با مردم سروکار داره مشغول به کار بشید و اساساً شما اگر قرار باشه یه گوشه ای یه کار راحتِ اداری بهتون بدم نتونین این مسیر رو ادامه بدین دچار مشکل بشین و کاملاً بالعکسشم یه کسی که علاقه مند به این هست که یه گوشه ای بشینه یه کار ساده ای یا لزوما کار ساده ای ممکنه نباشه، یه آرامشی داشته باشه پرایوسی برای خودش داشته باشه، اگر این فرد رو ما بیایم در واقع بذاریم یک جایی که مرتباً با آدمای مختلف سروکار داره آدما سوال میکنن، اطرافش سروصدا هستش، این فرد بعد از چند روز بعد از یه مدت نمیتونه به شرایط کاریِ خودش ادامه بده و حتی به هدفش برسه.

بنابراین در تعیین هدف به ظرفیت های شخصیِ خودتون و به ظرفیت هایی که در اطرافتون هست حتما دقت بکنید که رِلِوِنت باشه و ری الستیک باشه. و اِلمان پنجم توی هدف‌گذاری، T این هستش که درواقع هدف شما تایم باندینگ باشه، یه هدفی باشه که یک ظرف زمانی براش قائل بشین، ضمن اینکه براش یک هدفِ در واقع زمان بندی شده رو میتونید متصور بشید و یک نقطه پایانی براش بزارید حدودی، در طول مسیر هم میتونید یه زمان هایی رو براش قائل بشید و این زمان ها زمان های بسیار مناسبی هستن برای اینکه یه تاملی بکنیم، برگردیم نگاه بکنیم ببینیم چه پیشرفتی داشتیم، چقدر راه در پیش داریم، آیا بودجه و منابعی که صرف کردیم چقدر منطقی بوده یا بودجه و منابع لازم برای ادامه دادن این مسیر داریم یا نداریم.

بنابراین بسیار مهم هستش که که ما برای هدفی که با سایر مولفه هایی که S داشته باشد M داشته باشد A داشته باشد و R  داشته باشد، یک زمان هم بزاریم که اگر من دلم میخواهد مثلا در یک حوزه ی ورزشی برم حرفه‎ای و لژیونر بشم اینو بدونیم که در چه بازه ی زمانی این کار باید صورت بگیره چون به هرحال برای رسیدن به اونجا زمانی نیازه و ضمناً زمانی که شما به اون هدف میرسین از لحاظ سنی و از لحاظ موقعیت زمانی هم باید دقت داشته باشین که هر کاری باید در یک موقعیت خاصی اعتبار داره و نمیشه همینجوری به سرنوشت واگذار کرد که اگر یک روزی من برسم به اون هدف مثلا چنین و چنان خواهد شد. بنابراین زماندار بودن هدف عنصر بسیار مهمیست.

بنابراین برای هدف‌گذاری یکی از مدل های ساده ای که عرض کردم میتونید حتی در حال رانندگی هم در موردش فکر بکنین و بعد این رو مدون بکنین که به هر حال ما یه عناصری داشته باشیم که بعد بتونیم بهش مراجعه بکنیم حتما دقت کنین که هدف‌گذاری در یک چارچوبی باشه که من چارچوب SMART رو پیشنهاد میکنم، یک هدف S باشد که اسپیسیفیک و مشخص، M باشه میژربل قابل اندازه گیری، A باشد یکمی انبیشس بیشتر از سطحی که بطور معمول شما یه کاری رو شما انجام میدین، R باشد ری الستیک و رِلِوِنت و به شما مربوط باشه و یه مقداری واقع بینانه، تایم باندینگ باشه که بتونین در یک زمان مشخص با اندازه گیری های مشخص زمانی بتونین بهش دست پیدا بکنید.

اگر احیاناً سوالی توی این زمینه براتون پیش آمد یا نقطه نظری داشتین توی بخش نظرات خوشحال میشم که نظرات تون رو دریافت بکنم و اگر بتونم کمکی بکنم قطعاً در خدمتتون خواهم بود. همچنین توصیه می کنم ویدیوی نکات مهم در هدف گذاری را از دست ندهید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا