ویدیوهای آموزشی

نکات مهم در هدف‌گذاری

نکات مهم در تعیین هدف چیست؟

نکات مهم در هدف گذاری

سلام، اگر علاقه مند به این هستیم که وارد کسب و کار جهانی بشیم، استخدام در یک موسسه ی خارجی یا یک شرکت بین المللی قاعدتاً لازم هستش که ما هدف‌گذاری بکنیم و در مورد هدف‌گذاری هم صحبت کردیم چه مولفه هایی داشته باشه، اما یکسری نکاتی وجود داره یکسری دام هایی در افراط و تفریط وجود داره که خب بعضی از مثال ها من اجازه بدید توضیح بیشتری رو راجبش میدم.

ما برای انجام فعالیت‌هامون گفتیم که هدف‌گذاری میکنیم مشخصاتی داشته باشه. اسپیسیفیک باشد، مژربل باشد، انبیشس باشد، ریلیستیک یا رِلِوِنت باشه و تایم باندینگ باشه. این خصوصیات رو یک هدف ممکنه داشته باشه اما گاهی این اتفاق میفته بعضی مراجعه میکنن و سوال میکنن که مثلا من این کارها رو هم انجام دادم و اتفاقاً با روش اِسمارت هم آشنا بودم اما نرسیدم به اونجا و وقتی که وارد عمل شدم اتفاقاتِ دیگری افتاده.

مهم ترین نکته ای که برای رسیدن به اهداف باید دقت بکنیم این هستش که اقتضائات اون راهی که ما داریم میریم به سمتِ اینکه به اون هدف برسیم رو هم ما باید درنظر بگیریم، یعنی اینکه ما تعیین هدفِ مشخصی کردیم باید در راستایِ رسیدن به اون هدف ظرفیت های فردیِ خودمون ظرفیت های حرفه ایِ خودمون و سایر مولفه هایی که ما برای رسیدن به اون نقطه لازم داریم تا با اون ابزارها و با اون مولفه ها ما برسیم به هدف رو حتما در کنار همدیگه بتونیم تنظیم بکنیم و فراهم بکنیم.

چالش‌های راه‌اندازی یک کسب و کار در اروپا چیست؟

به عنوان مثال موردی هستش که وقتی فردی اومده اینجا تویِ اروپا میخواد یه کاری رو انجام بده یه بیزینسی رو شروع بکنه هدف‌گذاری هم کرده، تمام عناصر لازم برای راه‌اندازیِ یک بیزینس رو هم درنظر گرفته، اما وقتی که اومده بعد از گذر زمان و این مدتی که به هرحال گذشته برای این که فکر میکرده در زمان مشخص به اهداف خودش دست پیدا میکنه، می بینه این نرسیده به اون اهداف.

این موضوع رو وقتی واکاوی میکنیم میبینیم که هدف‌گذاری درست انجام شده و تمام مولفه‌های یک هدف رو داره اما بعضی موضوعات رو درنظر نگرفتن و وقتی اومدن این فعالیت رو شروع کردن در خارج از کشور در نظر خودشون یک مدینه‌ی فاضله‌ای درنظر گرفتن که ما وقتی میریم در اروپا مثلا اون چیزایی که ما در مورد اروپا شنیدیم این اتفاقات میفته ولی میان در عمل میبینن که تبعیض نژادی وجود دارد، این که من خارجی هستم یک مانعه، حتی موضوعِ دین، تبعیض جنسیتی، اینایی که ما بطور معمول میگیم که در خارج نیست در اروپا نیست مثلا در کشورهای دیگه کمتر هست وقتی واردش میشن میبینن اتفاقاً این مشکلات وجود داره و این مشکلات میتونه بعضی موانع رو ایجاد بکنه که این موانع علی‌رغم اینکه هدف مشخص، جدی با تمام عناصر لازم برای رسیدن به اون موفقیت فراهم هستش مانع از این میشه که ما برسیم به اون درجه از توفیق.

مثلا دوتا کِیس که من خودم برخورد کردم باهاش، یکی در فضای شاید دانشجویی و کار کردن در فضای علمی و فنی هستش که افراد در یک سری رشته ها مثل نانوتکنولوژی، هوافضا یا بعضی از رشته های دیگه علی الظاهر فضایِ استخدام هست شرایط استخدامی هم با شرایط فرد تطبیق میکنه و وقتی که شما وارد عرصه ی رقابت میشید تقریبا تمام مولفه های موفقیت رو براش دارید اما جذب نمیشید، فقط به خاطرِ اینه که شما از یک ملیتی هستید از اون ملیت برای اون شغل فعلا در اون سازمان یا در اون آژانس یا در اون شرکت نمیخوان کسی رو جذب بکنن. یکی از کارهایی که هست به صورت ویبی‌ستری یا مراقبت از بیماران، یا مراقبت از افراد در داخل منزل این رو بسیاری از افراد این کار رو به خارجی ها نمیدن، یا به بعضی ملیت ها نمیدن.

یعنی شما در بعضی از کشورها افراد وقتی که دارن میرن محل کارشون به مهدکودک یا حتی کسی قراره بیاد منزل مراقبت از بچشون بکنه حاضر نیستن یه افرادی رو از یه سنی یا نژادی یا رنگی یا حتی یک مذهبی استخدام بکنن برای اینکه از فرزندشون نگه داری بکنن. بنابراین اینو دقت داشته باشید که وقتی میگیم تبعیض نژادی نیست تبعیض جنسیتی نیست، واقعاً بعضی جاها هست این قوانینِ ناشناخته، این قوانینِ نانوشته در بعضی از جاها داره اعمال میشه و بعضاً مانعِ دسترسی ما به اون اهدافی میشه که ما براش وقت گذاشتیم برنامه ریزی کردیم و زمان بندی کردیم.

یا کسی دیگه که من داشتم یک نفری بود علاقه مند بود که فعالیت تجاری رو در یکی از کشورهای اروپایی راه‌اندازی بکنه، اما کشورهایی که هدف گرفته بود مثلا علافه مند بود توی رومانی یا مجارستان این کار رو انجام بده، چیزی که ما پیش‌بینی میکردیم اتفاقاً همه ی هدف گذاریه درست انجام شده بود، ابزارها و مولفه های لازم رو هم داشت، اما به نظر میرسید با توجه به ساختارِ اجتماعی و فرهنگیِ مجارستان، رومانی و بعضی از این کشورهایی که هنوز شاکله‌ی بین المللی و یه تنوعِ قومی و فرهنگی درشون اتفاق نیفتاده این هستش که یک خارجی به سختی میتونه واردِ فضایِ کارِ عادی و روتینِ بیزینسیِ اونجا بشه و به نظر میرسید که اونجا امکان موفقیت کمتری داره خب این فرد اومد در شهر دیگه در ویَن (اتریش) حالا نمونه های دیگه شاید میشه مثلا در ژِنِو (سوییس) رو مثال زد، بعضی از کشورهای اسکاندیناوی رو میشه گفت، بعضی از شهرها توی اروپا یا امریکا یا حتی استرالیا و نیوزلند هستن که اینا از کشوهای متنوعی درش هستن و یک شاکله‌ی بین المللی تر و جهانی تر داره و خیلی بازار برای افراد لوکال نیستن و در اونجا این قوانین نانوشته، این تبعیض نژادی ها و فرهنگ ها و اینا خیلی اساساً زمینه ای برای بروز پیدا نمیکنه، بنابراین اون فرد در این شهر علی‌رغم اینکه هزینه های بیشتری رو متحمل شد اما در نهایت سود بیشتری رو تونست به دست بیاره و فعالیت بهتری رو تونست رقم بزنه.

بنابراین هدف‌گذاری انجام که میشه ما به تمام عناصر اطرافش هم باید دقت بکنیم، قوانین نانوشته ای که وجود داره موانعی که وجود داره، و حتماً به این نکته هم دقت بکنیم که بعضاً افرادی ممکنه باشند که تجربیاتی در همون کشور و با همون شرایط ممکنه دارن، اما دقت بکنیم که بعضی از این شرایط در مورد ما مصداق ممکنه نکنه، چه تجربیات مثبت چه منفی، مثلاً فردی در یک جایی محدودیتی داشته ممکنه در گذر زمان، تغییراتِ سیاسی فرهنگی اجتماعی که در اون کشور یا در اون منطقه افتاده اساساً اون محدودیت رو حذف کرده باشه و یکسری محدودیت های دیگری ایجاد کرده باشه. بنابراین حتما وقتی که هدف‌گذاری میکنیم به این عناصر نانوشته و این مسائل حاشیه ای هم یک دقتی بکنیم برای اینکه در رسیدن به هدف با یک مانعِ ضعیف اما جدی غافلگیر نشیم.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا